تراختور

 

 

تراختور غول خفته ای که بیدار شد ...

 

فوتبال ایران سالها از توهین های هواداران تیمهای سوگلی پایتخت رنج کشید . هر گاه تیمی شهرستانی می خواست قد علم کند ، صاحبانی از جنس دایه مهربانتر از مادر پیدا کرد و آن دایه ها چون سر در آخور سرخابی پایتخت داشتند، نتوانستند با صداقت پذیرای رشد و اعتلای فوتبال در نقاط دیگر شوند.و لذا هواداران سرخابی با اعتماد به نفس بیشتری که فرهنگ دیگری نیست که فوتبال ایران نمود یابد و الگویی برای سایرین باشد غیر ازآنان ، روز به روز جری تر شده و پرده ها را دریدند.

اصفهان قدم اول را برای مبارزه با این قطبی نگری برداشت ولیکن تنها توانست فوتبال خود را با تکیه بر مدیریت نوین ارتقاء دهد و قادر به تغییر سبک هواداری و یا ایجاد شیوه نوین نگردید. اگر فوتبال اصفهان نیز رشد کرد در سایه هزینه هایی بود که کارخانجات دولتی بیش از پیش هزینه نمودند.

پلان های تکراری فوتبال ایران ادامه داشت. تراختور و هواداران آن که ناخواسته به لیگ یک هدایت شده بودند روز به روز بموجی عظیم برای ایجاد سونامی در فوتبال ایران و آسیا و بلکه جهان تبدیل می شدند. دایه های مهربانتر از مادر در طول 8 سال بلاهایی به سر تراختور آوردند که شرح آن نیازمند هفتاد من کاغذ و از حوصله بحث ما خارج است. البته شاید بد نباشد اشاره مختصری به بازی با شیرین فراز در تبریز و یا بازی با هما در آن جنجال معروف 85 شود ولی نه همگان می دانند بگذریم.

اندک اندک امواج مواج تراختور در لایه های اجتماعی آذربایجانیان و جمعیت تورک زبان ایران رخنه و آنچنان درخت باروریش تنومند شد که به یکباره با صعود مجدد به لیگ برتر دستهای سایه از پشت پرده ها بیرون آمده و لخت و عریان در مقابل تراختور و تراختورچیلار ایستادند. اینان ندانستند که درخت هر چه بارورتر شود سر به زیرتر است. اما تراختورچیلار ازعمق وجود خویش دریافتند که ارتقای فوتبال آذربایجان و درکنار آن تلنگر برای احراز هویت از دست رفته آذربایجانی که در سایه سنگین تبلیغات غلط بود صرفا در چارچوب مدنیت امانپذیر است و اینجا بود که عیبی یوخ، تورک دیلینده مدرسه و هزاران هزار شعار با مسمی بر زبان تورک ها چرخید.

سرخابیها در طول این دو سه سال مستاصل از اینکه، خدایا این غول بی شاخ و دم فوتبال که تراختور نام دارد از کجا آمده به هر دری زدند. آنان دست به دامان قاضی القضات فوتبال شدند. جیره خوارهای فوتبال را تحریک کردند تا بر سر خود بکوبند و اشک تمساح بریزند. نیروهای امنیتی ورزشگاه ها را تحریک کردند اما باز این تراختورچیلار بودند که برای گذر از این بحران عیبی یوخ گفتند و فریاد زدند آذربایجان وار اولسون ایستمین کور اولسون و ...

تراختور این غول فوتبال بیدار شده، در دلها جای گرفته بود، قلمهای بسیاری که جوهرشان فقط از جنس صداقت و صحت نفس نگارنده هایشان بود در حال فوران بودند و لذا باز تدابیری برای اغیار نیاز بود تا خواسته های خیل عظیم این تراختورچیلار را کنترل کنند.

کانال های سراسری تلویزیون، نیروهای ...، قضات فوتبال، مجری ها و گزارشگران مغرض و ... همه را در کنار هم چیدند اما نشد.

اراده های پولادین غیور مردان آذربایجانی اینبار هم در بازوان و هم درگلوها نهفته بود. آنان به مانند اجداد خود فریاد یاشاسین دادند. آنان مرگ را برای کسی نخواستند و با یاشاسین زندگی را برای خود و دیگران آرزو کردند.

آبیاری درخت تنومند تراختور با نفس گرم این تراختورچیلار امکان پذیر شده بود. کسی را یارای تقابل نبود. هرچند تراختورچیلار اهل تقابل نیستند ونبودند. آنان فقط برای سربلندی تراختور و سرزمین مادریشان در میادین جوانمردی قدم می گذاشتند و در این راه اگر جسم و جانشان زخم بر می داشت غمی نبود.

سرخابیها قافیه را باخته بودند دیگر از شعر نو، و نثر و ادبیان کهن برای این دو سوگلی پایتخت خبری نبود. فرهنگ نوین تراختورچیلار، همه شهرستانیها را به خود آورده بود.شاهین توسط بوشهریها تشویق می شد. ملوان در انزلی. هرچند هواداران این دو تیم نیز به هواداران تراختور بی مهری کردند ولی باز این تراختورچیلار بودند که گفتند عیبی یوخ.

تراختور در فصل دوم رنجها کشید. تیم داشت نتیجه می گرفت. داشت مقام می آورد. نمیگویم اول (البته بعید نبود). داشت آسیایی می شد، نتوانستند کاری کنند. دست به  هر کاری زدند. حتی عده ای گفتند فلان بازیکن تراختور مقرر است سال بعد در فلان تیم بازی کند و قرار است فلان تیم آسیایی شود و لذا سوتی میدهد که البته در پایان چنین نیز شد و تراختور به مقام 5 رسید.

تراختوچیلار دست بر دار نبودند. فغان کردند اما آه وناله آنان با تنبیه بیشتر از سوی دست نشانده های فدراسیون همراه گردید.

اما رسید مژده که دیگر ایام غم به سر آمده است.

تراختور در این فصل به مانند پتک سنگینی بر سر حریفان فرود آمده است و تراختورچیلار که در جای جای ایران ساکنند بی دریغ تراختور را یاری می رسانند و نتایجی حاصل میشود که برای ما دور از انتظار نبوده و نیست.

ما باز یاشاسین خواهیم گفت و باز هم عیبی یوخ. در کنار این عبارات ما خواهیم گفت تورک دیلینده مدرسه و ...

ما فوتبال را در ایران طور دیگری تفسیر نموده ایم و به همان روش ادامه خواهیم داد. ما برخورد های دور از ادب و خشن شما را در دل که نه در فرسنگها خاک ایران زمین دفن خواهیم کرد تا روزی این خاک بر سر شمایی که یاشاسین را نمی شنوید فرود آید تا از قبل رسیدن به مرگ پی به یاشاسین ببرید.

برنامه نود 21 شهریور 90، با به تصویر کشیدن ورودیهای شهر تهران در روز مسابقه با استقلال در صدد بود تا به بیننده تلقین کند که بله این 40 هزار نفر از تبریز آمده اند. البته برداشت دیگری نیز می شود کرد که به واقع نزدیک تر است. بازی با استقلال از همه جای آذربایجان آمده بودند و همه جاده های منتهی به تهران شلوغ بود. از زنگان، اورمو، تبریز، قزوین، همدان، اردبیل و...

روز بازی دوستانی که در تهران ساکنند گفتند اتوبان همت و آزادگان مملو از هواداران تراختور بوده اند که از اطراف و مرکز و شمال و جنوب و شرق و غرب به سمت آزادی می رفتند و اینان همانهایی بودند که وقتی رسیدند با در بسته مواجه شدند.

اطاله کلام نکنم غرض این بود تذکری به آقایان داده شود که دیگر دوران فوتبال تک قطبی سر آمده است و شایسته نیست که در سال 2011 با افکار استعماری زندگی کنیم. بهتر است بپذیریم حقیقت وجودی تراختور و تراختورچیلار را.

و راه سنگلاخی را که برای این مردمان خوش فکر آذربایجانی هموار کنیم تا از این سفره برای تیم ملی مملکت نیز نمدی ساخته شود.

یاشاسین منیم شانلی آذربایجانیم، یاشاسین تراختور، یاشاسین تراختورچیلار

 

 

 

 

  
نویسنده : مجید بایرامی ; ساعت ۱٢:٠٤ ‎ب.ظ روز ٢٤ شهریور ۱۳٩٠


یاز گلیر

...

با آرزوی سالی سرشار از موفقیت و سربلندی برای همه

امیدوارم در سال جدید آگاهی و فهم مان آنقدر بشه که

برای زندگی و آینده امان خودمان تصمیم بگیریم ...

دیونه

 

  
نویسنده : مجید بایرامی ; ساعت ۱٢:٢٩ ‎ب.ظ روز ٢٩ اسفند ۱۳۸٩


ساحل

 

چند جمله خوب و زیبا از ...

 

ü دنیا این قدر بزرگه که هر کسی واسه خودش یه جایی داره پس سعی کنید به جای اینکه جای کسی رو بگیریدجای خودتون رو پیدا کنید . چارلی چاپلین

ü پیوسته باید مواظب سه چیز باشیم . وقتی تنها هستیم مواظب افکار خود ، وقتی با خانواده هستیم مراقب اخلاق خود و وقتی که در جامعه می باشیم مواظب زبان خود . مادام داستال

ü همیشه کسانی از زندگی شکایت می کنند که چیزهای غیر ممکن خواسته اند . رنان

ü انسان هیچوقت بیشتر از آن موقع خود را گول نمی‌زند که خیال می‌کند دیگران را فریب داده است. لارشفوکو

ü جوانی ستاره ای است که فقط یکبار در آسمان عمر طلوع می کند . ژوبرت

ü یا درست حرف بزن یا عاقلانه سکوت کن            .   هربرت

ü به یاد داشته باش که امروز طلوع دیگری ندارد . دانته

ü آنقدر شکست می‌خورم تا راه شکست دادن را بیاموزم . پطر

ü با دیگران آنگونه رفتار کن که میخواهی با تو رفتار شود . براون

ü فقط به ندای کودک درون خویش گوش بسپار نه هیچ .... کریستیان بوبن

ü به همه عشق بورز، به تعداد کمی اعتماد کن، و به هیچکس بدی نکن. شکسپیر

ü بهتر است دوباره سوال کنی، تا اینکه یک راه اشتباه بروی.

 

 

دیونه

  
نویسنده : مجید بایرامی ; ساعت ٥:۱۸ ‎ب.ظ روز ٢٧ آذر ۱۳۸٩


مهندسی شهرسازی

 

 

معرفی رشته مهندسی شهرسازی


مهندسی شهرسازی یکی از رشته های پر اهمیت و جذاب در مجموعه رشته های آزمون سراسری است که داوطلب در گروه آزمایشی علوم ریاضی و فنی می تواند آن را انتخاب کند.
در نیم قرن اخیر توجه بسیاری به رشته مهندسی شهرسازی شده است و دانشکده و کالجهای معروف بسیاری به آن روی آورده اند. این رشته، امروزه، کمک شایانی به حل معضلات در سطح شهر و کل جوامع کرده است و توانسته جایگاه ویژه ای برای خود کسب کند
.
در کشور ما نیز نیاز بسیاری به متخصص و کارشناس در این رشته احساس شده و می شود و دانشگاههای مختلفی، سعی بر تاسیس و ایجاد این رشته نموده اند. در سطح مدیران کشور نیز کم کم، نیاز به رشته ای همچون شهرسازی احساس شده است و بسیاری از مدیران شهری سعی در فرا گرفتن این دانش، بصورت دانشگاهی و غیره داشته اند. به عنوان نمونه، در حالی که تا چند سال پیش، معدودی از شهرداران در سطح کشور، دارای تحصیلات در زمینه شهرسازی بودند، اما امروزه، این تعداد به شدت افزایش یافته و کم کم سایر مدیران نیز نیاز به کسب این دانش را احساس نموده اند
.
علاوه بر انجام عملیات عمرانی، محاسبات سازه، بحثهای معماری و … که اکثرا بر روی تک بنا و یا یک محدوده مشخص متمرکز هستند، نیاز بسیار زیادی به رشته ای همچون شهرسازی احساس می شود تا بتواند علاوه بر این مباحث، در سطحی کلان تر وارد صحنه شده و بتواند مباحثی همچون اقتصاد، روان شناسی، آمار، سوانح طبیعی (زلزله و …)، مدیریت، حمل و نقل، ترافیک ورا با مسائل فوق ترکیب کرده و نتیجه ای بهینه را سبب شود
.
رشته شهرسازی، در واقع مفصلی بین علوم گوناگون است، از علوم انسانی گرفته، تا علوم فنی و مهندسی، همانند عمران، تاسیسات، ترافیک، حمل و نقل و … و هنر، همانند طراحی، معماری و


محورهای اصلی رشته مهندسی شهرسازی


در این رشته حداقل شش محور اصلی وجود دارد که در برنامه ریزی و طراحی شهر سرنوشت ساز است. که عبارت اند از:
۱( برنامه ریزی شهری

۲( برنامه ریزی حمل و نقل
۳( برنامه ریزی منطقه ای
۴( برنامه ریزی شبکه های زیرساختی
۵( برنامه ریزی محیط زیست
۶( طراحی شهری
ترکیب این شش دانش، متخصصان را قادر می کند که تمامیت پدیده ی شهر را مورد شناسایی قرار دهندو برای هدایت و کنترل توسعه ی آن تلاش کنند.


بازار کار

 
این رشته هم اکنون در سطح جهانی دارای بازار کار فراوانی است و به علت نوپا بودن و همچنین به علت آن که دارای زمینه های کاری متفاوت و متنوعی است، هنوز بازار کار آن اشباع نشده است. به عنوان نمونه، کشور کانادا، بالاترین امتیاز را برای اشخاصی که دارای مدرک شهرسازی هستند، جهت مهاجرت و یا ادامه تحصیل، قائل است. توجه به این نکته حائز اهمیت است که تا ۵ سال پیش، این رشته تنها در مقاطع کارشناسی ارشد و دکتری وجود داشته است و به تازگی در مقطع کارشناسی نیز فعالیتهایی صورت گرفته است، بنابراین با بازار کار اشباع از نیروی کار مواجه نیستیم.
از آن جا که این فارغ التحصیلان علاوه بر تواناییهای یک مهندس شهرساز، از نظر علمی و نظری وپژوهشی در یک زمینه خاص، معلومات بیشتری دارند، بدین جهت کارایی بیشتری نیز دارند و از مطالب فراگرفته شده می توانند در زمینه های طراحی و محاسباتی دقیق و تخصصی تر و همچنین پژوهشی ، استفاده نمایند. این گونه فارغ التحصیلان ضمن آن که می توانند در تمام محلیهای جذب فارغ التحصیلان کارشناسی مشغول به کار گردند، مسوولیتهای بالاتر و سنگین تر علمی،پژوهشی و اجرایی را به عهده می گیرند. پس از پایان دوره دکترای تخصصی ، امکان همکاری در دانشگاهها و سایر مراکز علمی و پژوهشی به عنوان عضو هیات علمی برایشان میسر می گردد
.
زمینه های کاری رشته شهرسازی در ایران بسیار متفاوت و متنوع است، در بخش دولتی، در سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور، شهرداریها، وزارت کشور، استانداریها و سایر ارگانهای وابسته به وزارت کشور، وزارت مسکن و شهرسازی و… و در بخش خصوصی، در شرکتهای مهندسین مشاور شهرسازی، معماری، برنامه ریزی منطقه ای و … . در ذیل به برخی از زمینه های کاری اشاره می شود:


۱( تهیه طرحهای شهری و منطقه ای(جامع، تفصیلی، ساختاری، شهرستان، هادی(
۲( مشاوره در امور شهری و منطقه ای به مدیران و مسئولان رده بالا
.
۳( فعالیت در شهرداریها
.
۴( فعالیت در استانداریها
.
۵( فعالیت در وزارتخانه های مربوطه(مسکن و شهرسازی، راه و ترابری، کشور
(
۶( نظارت بر ساختمانهایی با ارتفاع بیش از ۸ طبقه بر طبق قانون
.
۷( انجام پروژه های محوطه سازی، تفکیک زمین، طراحی محله و

۸( برنامه ریزی و طراحی شهرکهای گوناگون (مسکونی، صنعتی، تجاری
(
۹( برنامه ریزی و طراحی شهرهای جدید
.
۱۰( مکان یابی عناصر و کاربریهای گوناگون شهری
.
۱۱( توانایی راه اندازی و استفاده از سیستم
GIS.
۱۲( فعالیت گروهی با سایر تخصصها در پروژه های گوناگون
.
۱۳( فعالیت در مشاوران خصوصی و نیمه خصوصی شهرسازی، معماری، راه و ساختمان، طراحی شهری، برنامه ریزی منطقه ای و
….
۱۴( تدریس دانشگاهی (که امروزه به علت افزایش تعداد دانشگاهها و پذیرفته شدگان در این رشته، به شدت با کمبود استاد مواجه هستیم
(
۱۵) استفاده از تخصص رشته های دیگر و این رشته بصورت توام و در نتیجه افزایش کارآیی و تاثیرگذاری (همانند استفاده مشترک از رشته عمران و شهرسازی که می تواند علاوه بر مسائل سازه و عمرانی، زمینه کاری در مباحثی همچون، مطالعه طرحهای بالادست، محوطه سازی، مسائل طراحی و … را فراهم آورد)


ادامه تحصیل


زمینه ادامه تحصیلات در مقطع دکتری در این رشته، چه در خارج و چه در داخل و بویژه بورسیه از سازمانهای گوناگون وجود دارد. لازم به ذکر است که رشته شهرسازی در سه مقطع کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکترا در ایران دانشجو می پذیرد. در مقطع کارشناسی، نخستین گروه از دانشجویان رشته شهرسازی در سال ۱۳۸۲ فارغ التحصیل شدند. ولی در مقطع کارشناسی ارشد، این رشته از سابقه طولانی برخوردار است و در مقطع دکترا نیز تعدادی از دانشگاه های کشور شروع به فعالیت کرده اند و دانشجویانی نیز فارغ التحصیل شده اند.


توانمندی ها و ویژگی های لازم


دانشجوی رشته ی شهرسازی باید اطلاعات عمومی خوبی داشته باشد و در دانشگاه نیز به این اطلاعات عمق و وسعت بیشتری ببخشد. رشته ی شهرسازی نیاز به مطالعه ی زیاد، کارهای فیزیکی گسترده و برداشت های میدانی بسیاری دارد و به همین دلیل دانشجو باید وقت زیادی را به آن اختصاص دهد. هم چنین باید قدرت تحلیل بالایی داشته و در طراحی زبردست باشد. به خصوص دانشجویان رشته ی کارشناسی ارشد طراحی شهری که باید در طراحی توانا باشند. برای همین در آزمون کارشناسی ارشد این رشته، امتحان طراحی گرفته می شود. دانشجوی این رشته باید با طراحی و مفاهیم هنری مثل روان شناسی رنگ ها آشنا باشد و در عین حال به مفاهیم تکنیکی و اصول فنی کار مثل نقشه برداری، رسم فنی، پرسپکتیو، هندسه ی فضایی ، مدل سازی، ریاضی و مسایل انسانی و علاقه مند باشد و بداند که در طی تحصیل باید کارهای تحقیقاتی و عملی بسیاری انجام دهد.
در سطح کارشناسی از دانشجوی شهرسازی انتظار می رود که دید هندسی و درک فضا داشته باشد و بتواند در طراحی، فضا را به صورت دوبعدی و سه بعدی تصویر کند. هم چنین باید در ریاضیات به ویژه آمار مسلط باشد چون جمع آوری و تحلیل اطلاعات تحقیقات این رشته، نیاز به آمار و تحلیل آماری دارد و در نهایت تسلط به زبان انگلیسی و آشنایی با کامپیوتر در دنیای امروز عامل مهمی در موفقیت یک دانشجو است.


درس های مهم در این رشته


ضرایب و عنوان درس های اختصاصی رشته ی شهر سازی در آزمون سراسری به شرح زیر است: ریاضیات:۴، فیزیک مکانیک:۴، شیمی:۱
برخی از دروس‌ این‌ رشته‌ در طول‌ تحصیل عبارت اند از: شهرشناسی،‌ درک‌ و بیان‌ محیط‌ شهری‌، بوم‌شناسی‌ طبیعی‌ و ریاضیات‌ در شهرسازی‌، کارگاه‌ بیان‌ تصویری‌، کاربرد هندسه‌ در شهرسازی‌ ،زبان‌ تخصصی‌ .کاربرد نقشه‌برداری‌، کاربرد رایانه‌ در شهرسازی‌، تاریخ‌ و فرهنگ‌ شهرنشینی‌ جهان و ایران‌، آشنایی‌ با مبانی‌ معماری‌ وساختمان‌، مبانی‌ مهندسی‌ شبکه‌ حمل‌ و نقل‌، کارگاه‌ مهندسی‌ شبکه‌ حمل‌ و نقل‌‌، مبانی‌ مهندسی‌ تأسیسات‌ شهری‌، کارگاه‌ مهندسی‌ تأسیسات‌ شهری‌، طراحی‌ و کاربرد نظام‌ اطلاعات‌ ، آمار و روش‌های‌ کمی‌ ، آشنایی‌ با مصالح‌ و ساخت‌ ، جغرافیای‌ شهری‌ ، جامعه‌شناسی‌ شهری‌ ، اقتصاد شهری‌ ، کارگاه‌ مطالعات‌ شهری‌، مبانی‌ و روش‌های‌ برنامه‌ریزی‌ شهری‌ ، مبانی‌ و روش‌های‌ طراحی‌ شهری‌ ، کارگاه‌ برنامه‌ریزی‌ شهری‌، کارگاه‌ طراحی‌ شهری‌، مبانی‌ و روش‌های‌ برنامه‌ریزی‌ مسکن‌ ، کارگاه‌ برنامه‌ریزی‌ مسکن‌، کارگاه‌ طرح‌های‌ اجرایی‌ ، شناخت‌ فضاهای‌ شهری‌ ایران‌ ، روش‌ تحقیق‌ در شهرسازی‌ ، کارگاه‌ آماده‌ سازی‌ زمین‌، کارگاه‌ برداشت‌ کاربری‌ ، طرح‌ نهایی‌.

وقتی شهر را می سازی، روز هم باید داشته باشی


اولین بار سال ۱۹۴۹ پروفسور کارلوس ماریا دلاپائولرا، استاد دانشگاه بوینوس آیرس آرژانتین، ۸ سپتامبر را به عنوان روز جهانی شهرسازی بنیانگذاری کرد و امسال ۵۶ سالی ست که این روز را در بیش از ۴۰ کشور دنیا جشن می گیرند. کشورهایی مثل کانادا، جامائیکا، استرالیا، ایالات متحده، هلند، انگلستان، سریلانکا، پاکستان و… از این جمله هستند کشور ما از دوسال گذشته به جمع این کشورها پیوسته است.


چرا مهندسی شهرسازی را انتخاب می کنیم ؟

جواب من : این رشته را دوست دارم و به طراحی و کارهای هندسی و احجام نیز علاقه شدید دارم .

در ضمن قابل ذکر است که من در حال حاضر در دانشگاه آزاد واحد بناب مشغول تحصیل هستم .

 

دیونه

  
نویسنده : مجید بایرامی ; ساعت ٦:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۱ شهریور ۱۳۸٩


تجربه را تجربه کردن خطاست ...

 

 

یار دبستانی من

با من و همراه منی

چوب الف بر سر ما

بغض من و آه منی

حک شده اسم من و تو

رو تن این تخته سیاه

ترکهٔ بیدادو ستم

مونده هنوز رو تن ما

دشت بی فرهنگی ما

هرزه تمومه علفاش

خوب، اگه خوب

بد، اگه بد

مُرده دلای آدماش

دست من و تو باید این پرده‌ها رو پاره کنه

کی میتونه جز من و تو درد ما رو چاره کنه

یار دبستانی من ...

 

 

دیونه

 

 

  
نویسنده : مجید بایرامی ; ساعت ۱٢:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱٧ خرداد ۱۳۸٩


نجات

 

 

نجات دریاچه اورمیه  =  نجات آذربایجان

یاشاسین آذربایجان

دیونه

  
نویسنده : مجید بایرامی ; ساعت ٧:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱٥ فروردین ۱۳۸٩


درد دل

 

 

برای درد غریبی ، دوا شدن سخت است

میان مردم کافر ، خدا شدن سخت است

میان این همه سقراط پوچ و خیالی ...

برای حل معما ، چرا شدن سخت است

دیوونه

  
نویسنده : مجید بایرامی ; ساعت ۱:٢٥ ‎ب.ظ روز ۳ دی ۱۳۸۸


پاییز را دوست دارم

 

 

 

پاییز را دوست دارم، بخاطر رفتن و رفتن...و خیس شدن زیر باران های پاییزی
پاییز را دوست دارم، بخاطر بوی مست کننده خاک باران خورده کوچه ها
و من عاشقانه
پاییز را دوست دارم … پاییز را دوست دارم بخاطر تولد پاکش

زرد است که لبریز حقایق شده است ، تلخ است که با درد موافق شده است

عاشق نشدی و گرنه می فهمیدی ، پاییز بهاریست که عاشق شده است...

 

 

دیونه

  
نویسنده : مجید بایرامی ; ساعت ۱:٢٦ ‎ب.ظ روز ٧ آبان ۱۳۸۸


زندگی بدون غم محاله ...

 

 

دل شـکستـه

 

من که از یاد تو مستم ، دل به امید تو بستم
من که این غرور رو ساده ، زیر پای تو شکستم
چه شب ها با یاد چشمات ، تا سحر بیدار می موندم
اشک چشمامو ندیدی ، من که دل بهت سپردم

دلو آسون به تو باختم ، جام عشقو سر کشیدم
اما تو لحظه ی دیدار ، تو رو با دیگری دیدم

حالا برگشتی دوباره ، دلمو بدست بیاری
اما رو قلب شکستم ، مونده زخمت یادگاری
من برای تو می مردم ، تویی که وفا نداشتی
آخرش رفتی ، نموندی ، روی قلبم پا گذاشتی
برو ای با من غریبه ، ای بلای آسمونی
تو دلم جایی نداره ، عشق روزهای جوونی

من که از یاد تو مستم ، دل به امید تو بستم
من که این غرور رو ساده ، زیر پای تو شکستم
چه شب ها با یاد چشمات ، تا سحر بیدار می موندم
اشک چشمامو ندیدی ، من که دل بهت سپردم

دلو آسون به تو باختم ، جام عشقو سر کشیدم
اما تو لحظه ی دیدار ، تو رو با دیگری دیدم

حالا برگشتی دوباره ، دلمو بدست بیاری
اما رو قلب شکستم ، مونده زخمت یادگاری
من برای تو می مردم ، تویی که وفا نداشتی
آخرش رفتی ، نموندی ، روی قلبم پا گذاشتی
برو ای با من غریبه ، ای بلای آسمونی
تو دلم جایی نداره ، عشق روزهای جوونی

 

 دیونه

  
نویسنده : مجید بایرامی ; ساعت ٦:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱٧ امرداد ۱۳۸۸


بی نهایت

 

کردار انسان بهترین مفسر اندیشه های اوست

  
نویسنده : مجید بایرامی ; ساعت ٧:۳۱ ‎ب.ظ روز ٢٤ اردیبهشت ۱۳۸۸